خطايى ، على اكبر

147

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

باب شانزدهم در بيان قلماق هر سال بيست هزار كس از انواع قلماق گروه گروه مىدرآيند و بخشش مىگيرند و مىروند ، و پيشكش ايشان يكان ببر [ و ] اسب « 1 » ، و متاعى كه از قلماق حاصل شود سمور باشد . « 2 » و تنكار « 3 » در صحراى ايشان بود به مثال مرواريد . در آن خاك مىرويد به شكل نخود زرد و بىآب و كم‌بها « 4 » . دو شهر است در صحراى قلماق يكى را قره قوروم گويند و [ يكى را ] قوناراوى و آن هردو شهر از آن بازرگانان است . و گويند ظلمات بر جانب شمالى آن شهرها است . « 5 » فصل در بيان تبت و سگان تبت « 6 » و اين تبت قبيله‌اند بىحد « 7 » در كوههاى خطاى مىبوند « 8 » [ و تبت گروهى است از كفار صحرائى ] . پادشاهان خطاى از زمان پيش « 9 » آن كوهها را با ايشان داده‌اند . جهت دادن

--> ( 1 ) - س 609 : بيراست س 610 : بير اسب ( 2 ) - س‌ها : بود ( 3 ) - س‌ها : تنه‌كار ( 4 ) - س‌ها : از « به مثال مرواريد » تا اينجا را ندارد ( 5 ) - س‌ها : يكى را قراقريم گويند و گويند ظلمات بر جانب شمالى آن شهرست [ و ] يكى قوناراوى ( 6 ) - س‌ها : او ( 7 ) - س‌ها : مردم تبت ( 8 ) - س‌ها : باشند ( 9 ) - س‌ها : سابق